تبليغاتX
سايهء سپيدار
سايهء سپيدار
sayeh_sepidar@yahoo.com
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
       86/10/26-22:50-سایه سپیدار  

يك نو شته از دكتر شريعتي :

يك شهيد را نمي بيني كه چه شيرين و چه آرام  مي ميرد ؟

براي آن ها كه به روز مرگي خو گرفته اند و با خود ماندگارند ، مرگ فاجعه اي هولناك و شوم زوال است . گم شدن در نيستي است . آن كه آهنگ هجرت از خويش كرده است با مرگ آغاز مي شود . چه عظيم اند مرداني كه عظمت اين فرمان شگفت را شنيده اند و آن را كار بسته اند كه ((بميريد پيش از آنكه بميريد )) . اي به جامه ي خويش فرو پيچيده! برخيز ! و جامه ات را پاكيزه ساز و پليدي را هجرت كن .

طنين قاطع و كننده ي فرمان وي در فضاي درونم مي پيچد و صداي زنگ هاي اين كارواني را كه آهنگ رحيل كرده است مي شنوم ، هجرت آغاز شده است مي دانم اين آتشي چنين ديوانه در من سربرداشته است نه يك حريق كه آتش كاروان است .

آتش كه بر راه مي ماند و كاروان مي گذرد

از خاك ما در با بوي تو مي آيد

تنها تو مي ماني ما مي رويم از ياد


لینک به نوشته  |   
 
  برگرفته از :سپيد مثل شب      86/10/13-15:31-سایه سپیدار  
زیبا سلام
زیبا هوای حوصله ابریست
چشمی از عشق ببخشایم
تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا
زیبا كنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره عشق
بنشان مرا به منظره باران
بنشان مرا به منظره رویش
من سبز می شوم

لینک به نوشته  |   
 
  برگرفته از : قرار شبانه راديو جوان     86/10/10-10:28-سایه سپیدار  
سلام

اگه می بینی هیچ وقت دلت آروم و قرار نمی گیره جای تعجب نیست دنیا جای قرار نیست ُ آروم و قرار هر کسی فقط توی خونه ی خودشه ُ وضع ما مثل یه مشت تبعیدیه که از خونه ی اصلیشون رونده شدند .

سرم زیر تگرگی لحظه لحظه        به زیر پام برگی لحظه لحظه                          

 زمین یعنی جهانی میله میله    قفس یعنی که مرگی لحظه لحظه

خداییش اگه خدا نبود ما روی این کره خاکی چه طور زندگی می کردیم؟


لینک به نوشته  |