تبليغاتX
سايهء سپيدار
سايهء سپيدار
sayeh_sepidar@yahoo.com
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  تقدیم به .........     87/07/17-16:57-سایه سپیدار  

سرنوشت ما از روز اول او نوشت            خوشنويس است و نخواهد بد نوشت      

 گر رود سر ، هم بر نگرددسرنوشت

   اين کلام با آب زر بايد نوشت    

یعنی می شه خودم اون  گل را از شاخه بچپنم .


لینک به نوشته  |   
 
  وفای به عهد     87/07/16-23:20-سایه سپیدار  

سلام

چند وقت پیش با  مونا یکی از بچه های وب لاگ نویس رادیو جوان حرف می زدم . اون یه عکس برام فرستاد و از من خواست اون عکس را بزارم تو وب لاگم . منم این پست از وب لاگم و اختصاص دادم به مونا خانم .

 وب لاگ مونا : http://taraneh-javan.blogfa.com/

 اینم عکس آقا سعید پور محمودی یکی از گوینده های رادیو جوان .


لینک به نوشته  |   
 
  یادم باشد که خدا هست     87/07/13-23:15-سایه سپیدار  

 سلام

هر وقت از آسمان نا اميد مي شوم .............يادم باشد كه خدا هست

هر وقت از آدم ها دلگير مي شوم ...............يادم باشد كه خدا هست

هر وقت از دنيا سير مي شوم ....................يادم باشد كه خدا هست

هر وقت از انتظار خسته مي شوم .............. يادم باشد كه خدا هست

هر وقت در پوچي غرق مي شوم ................يادم باشد كه خدا هست

هر وقت از زمان فاصله مي گيريم .................يادم باشد كه خداهست

هر وقت  در خود گم مي شوم ....................يادم باشد كه خدا هست

يادم باشد كه خدا باران را  به من هديه داد تا از آسمان نا اميد مباشم . 

......مهرباني را به من داد تا بتوانم به آدم ها  هديه كنم.

......وعده مرگ را من به داد تا به دنيا دل مبندم .

...... با تولد هر كودك شوق زندگي كردن را در  من دو چندان می کند.

و با لبخند هر کودک معصوم  زندگی برایم شیرین تر می شود .

وعشق ..........عشق را به من هديه داد تا در انتظار معشوقم جان دهم

بردباري

پاكي

صداقت

حقيقت

.....

در تك تك اين كلمات مهرباني و بخشندگي اش  را به من نشان  داد.

يادم باشد كه خدا با نگاه مهربانش جاده تاريك زندگي مرا روشن مي كند تا از تاريكي نترسم .

او همراه من است و دستان مرا گرفته  و مرا راهنمايي مي كند تا تنها نباشم .

من بنده ام و او معبود .

هر کس که تو را شناخت جان را چه کند                           فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی                                دیوانه ي تو هر دو جهان را چه کند


لینک به نوشته  |   
 
  دلم گرفت     87/07/12-4:52-سایه سپیدار  

ای خدا دلم خیلی گرفته................

از گریه ابرها .....................

از طلوغ خورشید..........................

از خش خش برگ ها...............................

از تنهایی انسان .............................

از غربت زمان.........................

از چشمک زدن ستاره ها..................

و .................           


لینک به نوشته  |   
 
  حباب     87/07/05-13:0-سایه سپیدار  

از اون موقعي كه به دنيا اومدم تو يه حباب زندگي كردم

حبابي كه هر روز رنگين تر و رنگين تر مي شد

.

.

يه روز به خودم اومدم و ديدم اي دل غافل ..........بدجوري به حباب وابسته شدم ............

نمي تونم ازش دل بكنم.

با خودم گفتم : شايد اون طرف حباب قشنگتر باشه..............

 از خدا خواستم بيرون حباب رو به من نشون بده .....

وقتي فراتر از حباب رو ديدم شوكه شدم ..............

من يه عمر فقط به اين فكر ميكردم كه دورن حباب رو رنگين كنم ...........

 نمي دونستم كه دارم از رنگ و لعاب اون طرف حباب براي داخلش استفاده مي كنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!


لینک به نوشته  |   
 
   عشق بازی     87/07/02-7:15-سایه سپیدار  

من یه عاشق دیوونه ام که می خوام کنار پنجره ی خیالم بشینم و بیرون رو تماشا کنم . 


لینک به نوشته  |