سلام
هیچوقت احساسی به قشنگی و پاکی که الان دارم نداشتم .وقتی قراره برم ، مهمونی خیلی برام مهمه چه کار کنم ، که هم به من و هم به صاحب خونه خوش بگذره . اما این مهمونی که الان قراره برم با بقیه مهمونی ها خیلی فرق داره . انگاری صاحب خونه داره تمام تلاششو می کنه تا فقط و فقط به من خوش بگذره .دو سه سالی که در پی شناخت خودم و خدای خودم بودم ، گرفتن روزه برام معناو مفهوم جدیدی پیدا کرده . انگار فقط گرسنگی و تشنگی نیست .من روزه را مثل یه شاخه گل سرخ می دونم که قراره هر روز موقع افطار هدیه کنم به خدا . فقط و فقط به خاطر سپاس و تشکر از نعمت هایی که به من داده و نمی بینم . بعضی وقت ها احساس می کنم گل سرخی که دارم هدیه می دم مثل اون موقع که تازه از شاخه چیدم ، سرخ و با طراوت نیست . همون موقع متوجه می شم که یه جایی اشتباه کردم . یا از بوته بدی چیدم یا کلا مکان و محلی که ازش گل چیدم مناسب نبوده . اما بعضی وقت ها که خیلی هم کم پیش می یاد انگار از تو یه باغ ،باغی که وقتی بچه بودم خوابشو می دیدم ، چیدم .اون موقع است که دست نوازش گرمی رو روی سرم احساس می کنم.
دعا کنید امسال هم بتونم حداقل یک بار این گرمی نوازش رو روی سرم حس کنم .
